پیاده روی و لذت کشف مسیرهای تازه

پیاده روی و لذت کشف مسیرهای تازه

در مدح پیاده روی زیاد نوشته و گفته شده است. هر کسی دلیلی برای این کار دارد. یکی از روی اجبار به خاطر در دسترس نبودن وسیله نقلیه، دیگری به خاطر ورزش، آن یکی برای هواخوری و تازه کردن روح و … .

برای من، توجه بیشتر به پیاده روی با انگیزه غلبه بر تنبلی طی دوره کم کردن وزنم شکل گرفت. وقتی که ترجیح می‌دادم به جای اینکه طی چند دقیقه با ماشین به مقصد برسم، از پاهایم کار بکشم. کم کم این پیاده روی‌ها تبدیل به عادتی تازه برایم شدند. دیگر فقط بحث غلبه بر تنبلی و لاغر کردن نبود. حالا پیاده روی حتی یکی از گزینه‌هایم برای در کردن خستگی ناشی از یک روز کاری هم بود. در خلال همین پیاده روی‌ها اما دلیلی دیگر برای آن یافتم: لذت کشف مسیرهای تازه.

اکثر اوقات در هنگام شروع پیاده روی، مقصدم مشخص است. اما تلاش برای پیدا کردن راه‌های جدید برای رسیدن به آن در حین پیاده روی است که می‌تواند لذتی دیگر به آن ببخشد. جالب است که خیلی وقت‌ها جستجوهایم به پیدا کردن راه‌هایی ختم می‌شوند که همیشه جلوی چشمم بوده‌اند ولی حتی فکرش را هم نمی‌کردم که انتهایشان، مقصد مورد نظرم باشد.

جستجو و تلاش برای پیدا کردن مسیرهای تازه، لذتی است در زندگی شخصی و کاری خودم چندان مایل به پذیرفتن ریسکش نیستم و می‌دانم که این یک نقطه ضعف برای من است. شاید بخشی از رضایتی که حین انجام این کار در هنگام پیاده روی به دست می‌آورم به دلیل پر شدن همین خلا در زندگیم باشد. اصلا چرا از پیاده روی برای پروراندن این عادت در خودم استفاده نکنم؟ شاید بهتر است پیاده روی را از یک لذت صرف به بهانه‌ای برای تمرین کردن تبدیل کنم: تمرین کشف و امتحان کردن مسیرهای تازه در زندگی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *