کویر لوت و خلاقیت درون

کویر لوت

اکثر ما فکر می‌کنیم که سرچشمه خلاقیت‌مان به خشکی کویر لوت است. اما آیا می‌دانید که در دل خشک‌ترین مناطق این دشت بی آب و علف هم زندگی در جریان است؟ اصلا چه چیزی می‌تواند الهام‌بخش‌تر از تک درختی باشد که خود را از میان ریگ‌ها و ماسه‌های سوزان، بالا کشیده است؟

تنبلی ما در جستن این سرچشمه درونی، دلیلی بر عدم وجود آن نیست. خیلی از ما آدم‌ها، سال‌ها خودمان را با انواع و اقسام دلمشغولی‌های اغلب بی‌فایده، سرگرم می‌کنیم. در این میان، وقت‌هایی هست که بر حسب یک اتفاق، تلنگر یا هر چیز دیگری، ناگهان توجهمان به میل درونیمان برای استفاده از خلاقیتمان در راهی که دوستش داریم، جلب می‌شود.

مساله اینجاست که پس از این همه مدت در جا زدن، انتظار داریم تنها ثانیه‌ای پس از رها کردن سنگی به قنات درونمان، صدای تلپ تلپ آب را بشنویم. غافل از آنکه این قنات، طی سال‌ها بی توجهی، خالی از آب شده است. حالا چه باید کرد؟ باید به محض شنیدن صدای برخورد سنگ به ته قنات، از خود ناامید شده و برگردیم به روزمرگی‌هامان؟ یا شاید بهتر است آستین بالا زده و شروع به حفر قناتی عمیق‌تر کنیم؟

شخصا راه دوم را ترجیح می‌دهم. چون می‌دانم جایی، چشمه آبی منتظر پیدا شدن است. حتی اگر قیمت این کار، حفر عمیق‌ترین قنات دنیا باشد، باز هم به زحمتش می‌ارزد. اینطور نیست؟

خانوم جولیا کامرون در کتاب راه هنرمند، راهکارهایی را تحت عنوان “پر کردن چاه” برای خلاصی از این خلا درونی، پیشنهاد داده است. در این مطلب ترجیح دادم به جای واژه “چاه” از کلیدواژه “قنات” استفاده کنم. چرا که به تصور ذهنی ما از مشقتی که باید برای رسیدن به آب (همان سرچشمه خلاقیت درون) کشید، نزدیک‌تر است. حتما در پستی دیگر، به معرفی این کتاب خواهم پرداخت. فعلا به نقل قولی از آن اکتفا می‌کنم:

رمز و راز، بر خلاف وظیفه، ما را به درون می‌کشاند و هدایتمان می‌کند و ما را شیفته می‌سازد. به هنگام پر کردن چاه، حس‌های اسرارآمیزتان را دنبال کنید، نه این حس را که درباره چه چیز باید بیشتر بدانید. رمز و راز می‌تواند بسیار ساده باشد. مثلا: “اگر این جاده را در پیش بگیرم، نه راهی را که همیشه در آن رانندگی می‌کردم، چه خواهم دید؟”

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *