همواره از این گلایه داریم که وقت کافی برای انجام دادن کاری که دلمان می خواهد را در اختیار نداریم.

همیشه طلبکار زمان هستیم. معتقدیم زمان علیه ما آمال و آرزوهایمان است. تا چشم به هم میزنیم روز به پایان رسیده و ما همچنان وقت نکردیم به کارمان برسیم.

اما آیا واقعا همینطور است؟

حداقل در زندگی من نه! وقتی می نشینم و منصفانه به کارهایی که در طول ۲۴ ساعت روزانه ام انجام میدهم فکر میکنم متوجه می شوم که چقدر از دقایق و ساعات روزم را صرف کارهایی میکنم که فقط حال الانم را می سازند و کوچکترین اثری حتی در احوالات دو ساعت آینده ام هم ندارند.

تا به حال با خود فکر کرده ایم که چند ساعت از روزمان را صرف کارهای تکراری میکنیم؟

کافیست قلم و کاغذی به دست بگیریم و کارهایی را که در دو سه روز گذشته کرده ایم بطور موردی روی کاغذ بیاوریم. بدون هیچ تعارف و چشم پوشی.

وقتی کار تمام شد به بالا و پایین لیست که نگاه کنی شاید خودت هم متعجب شوی از حجم کارهای تکراری که در طول فقط یک روز انجام میدهی:

موبایل بازی، وب گردی یا بهتره بگم ولگردی در وب، سیر و ساحت در شبکه های اجتماعی و غیره و غیره.

خب وقتی حجم فعالیت های الکی روزانه مان اینقدر زیاد است آیا عجیب است که زمانی برای انجام کارهای اساسی مان نداشته باشیم؟

حرفم این نیست که کلا این دست کارها را کنار گذاشته و از آن ها دست بشوییم که با توجه به دنیایی که امروزه در آن زندگی می کنیم اگر امری بعید نباشد میتوان گفت بسیار سخت است.

ولی اقلا اینکه ساعاتی مشخص در طول روز را به آن ها اختصاص دهیم احتمالا انتظار معقولی باشد. باید تا جایی که می توانیم از حجم این قبیل کارها در برنامه روزانه مان بکاهیم تا جا برای نفس کشیدن بقیه کارهایمان باز شود.

بنابراین بهتر است با خودمان روراست باشیم.

گوشه ای بنشینیم و ریز به ریز فعالیت های روزانه مان را به روی کاغذ بیاوریم. با قابل رویت کردن آنچه که در طول روز بر ما میگذرد آسان تر از همیشه می توانیم به فکر چاره کار باشیم.

آنوقت است که می توانیم از خودمان بپرسیم: چه چیزی علیه ماست؟ زمان یا خود ما…؟

زمان علیه ما یا …؟

Post navigation


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *